X
تبلیغات
فیلسوف عوام

نصب 9 شیر ایستاده آتش نشانی در گناوه

نصب 9 شیر ایستاده آتش نشانی در گناوه مسوول واحد خدمات ایمنی و آتش نشانی شهرداری گناوه گفت: به منظور ارتقای ضریب امنیت شهر و سرعت عمل نیروهای آتش نشان، شیرهای ایستاده در نقاط مختلف این شهر نصب شد.

به گزارش عصر دیلم ،

عبدالحسین رضازاده روز دوشنبه در گفت وگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی افزود: با توجه به ضرورت اقدام سریع نیروهای آتش نشان در مهار آتش، 9 شیر ایستاده در نقاط پرجمعیت شهر نصب شد تا خودروهای آتش نشانی در صورت نیاز به آبگیری مجدد، از رفتن به منبع آب پرهیز کنند.

وی افزود: نصب این شیرها تنها به منظور آبگیری خودروهای آتش نشانی به کار خواهد رفت.

رضازاده گفت: برنامه ریزی برای نصب شیرهای بیشتر در دیگر نقاط مختلف شهر مدنظر است.

مسوول واحد خدمات ایمنی و آتش نشانی شهرداری گناوه افزود: میدان امام خمینی(ره)، خیابان طالقانی، ابوذر، نوروزآباد، پاسداران و بسیج از نقاطی است که به این شیرها مجهز شده اند.

گفتنی ست چندی پیش در اثر آتش سوزی ، دو لنج تجاری در بندر دیلم طعمه حریق شد که بدلیل سرعت باد و کمبود تجهیزات ، سرعت عمل و تلاش آتش نشانان دیلم نتوانست مانع این اتفاق شود و تنها با همکاری تیم آتش نشانی شرکت نفت امام حسن جلوی گسترش آتش گرفته شد .

شهرداری دیلم نیز می تواند با  نصب این شیرها در مناطق حادثه خیر از جمله نقاط مختلف پهلو گرفتن لنج ها و بازار کویتی خسارات حوادث مشابه در آینده را کاهش دهد.



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 | 13:50 | نویسنده : مجتبی خر م ابادی |

درخواست یک خبرنگار از فرماندار گناوه

صدای بندر – مجتبی خرم آبادی خبرنگار جوان گناوه ای در وبلاگش نامه ای را صادقانه به فرماندار نوشته و از او خواسته تا برای تحقق خدمت به مردم در یکی از بزرگترین محلات گناوه عابر بانکی نصب شود تا اهالی شمالی ترین محله گناوه برای گرفتن پول نخواهند به مرکز شهر بیایند. متن نامه خرم آبادی اینگونه است

جناب اقای مهندس یوسفی
فرماندار محترم شهرستان گناوه
سلام علیکم
ضمن عرض خسته نباشید به جنابعالی وارزوی توفیق در تمامی امور ازجمله فرمانداری گناوه به استحضارمیرساندمحله سادات از محلات قدیمی
پرجمعیت وتاثیر گذارترین مناطق جمعیتی شهر در صحنه های سیاسی از جمله انتخابات می باشد.متاسفانه علیرغم تلاش های مسولان هنوز شاهد بی مهری به این محله می باشیم. شاید داشتن یک دستگاه عابر بانک در محله سادات شاید کمترین درخواست وتوقع مردم این محله می باشد.
.ساکنان محله سادات برای پیدا کردن عابر بانک باید به حوالی فرمانداری ویا در باباعلیشاه خیابان پیروزی مراجعه کنندواین در حق وشان مردم
نیست.امید است در اغاز مدیریت شما شاهد براورده شدن یکی از خواسته های مردم کم توقع محله سادات باشیم.
مجتب خرم ابادییوسفی



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 | 13:48 | نویسنده : مجتبی خر م ابادی |
برگزاری نشست ستاد مدیریت بحران در شهرداری گناوه





با توجه به اعلام اداره هواشناسی مبنی بر احتمال وقوع سیل و آبگرفتگی شدید معابر طی روزهای آینده، نیروهای اجرایی و ماشین آلات شهرداری گناوه در آماده باش کامل قرار گرفتند.
در همین راستا با  تصمیم جلسه ستاد مدیریت بحران، اقداماتی چون لایروبی کانال ها، بازنمودن کانال های خروج آب دریا، هرس درختان سطح شهر، ایمن سازی سازه ها و شناسایی نقاط حادثه خیز صورت گرفته است.
اعضاء ستاد مدیریت بحران شهرداری گناوه با ارائه گزارش هایی از میزان آمادگی و امکانات مورد نیاز واحدهای تابعه اعلام کردند:در صورت بروز هرگونه مشکل، واحدها با امکانت کامل جهت مقابله با حوادث بسیج خواهند شد.







تاريخ : سه شنبه هفدهم دی 1392 | 12:44 | نویسنده : مجتبی خر م ابادی |

اداره ثبت احوال گناوه فاقد تابلو وحتی نشانه ای برای شناسایی است.

وقتی به این اداره مراجعه می کنید در سردر این اداره دوربین مدار بسته

ودر کنار درب سمت راست وچپ ان تابلو کوچکی که در ان به  نصب اگهی

درب اداره ثبت احوال تذکر داده شده است اما در این ادره خبری از تابلو

اداره نیست. با توجه به موقعیت مکانی اداره ثبت احوال بندر گناوه  انتظار

می رود که این ادره همت گمارده وبه نصب تابلو اقدام نماید  زیرا تابلو هر اداره شناسنامه ان اداره است پس چرا متولی صدور شناسنامه باید فاقد

شناسنامه باشد؟







تاريخ : چهارشنبه چهارم دی 1392 | 10:57 | نویسنده : مجتبی خر م ابادی |

جناب اقای جمیری

نماینده محترم شهرهای گناوه دیلم بوشهر

سلام علیکم

ضمن عرض خسته نباشید

ازشما تقاضامندیم پیگیر دو موضوع زیر در مجلس شورای اسلامی باشید

موضوع  اول جریمه مالیاتی شرکت نفت گچساران توسط اداره مالیات گناوه اگر صحت داشته باشد می تواند کمک بزرگی به شهر گناوه

باشد وموضوع عدم تردد خودروهای غیر شرکتی نیزبا توجه به اعلام

مالکیت جاده گناوه گچساران توسط شرکت نفت گچساران بحث مهمی

است.اگر شرکت نفت درجهت ترمیم جاده برنیاید وجاده به همین شکل

باشد ایا ایمنی لازم جهت تردد خودروهای شرکتی تامین شده است؟

علت نصب تابلو چیست؟ایا باید تصادف هم چون جاده تهران قم اتفاق

بیفتد یا انحراف به چپ با مرگ چند انسان دیگر؟فرض را بر عدم تردد

ماشین های غیر شرکتی بدانیم مگر سرویس کارگران شرکت از این

جاده تردد نمی کنند مگر خود خودروهای شرکت جانشان بی ارزش

است که این شرکتبه تعمیر وترمیم جاده علی الخصوص از روستای

شول تاچهاراه بی بی حکیمه نمی پردازد ؟

جناب اقای جمیری لطفا پیگری؟

                              مجتبی خرم ابادی

 

شرکت نفت گچساران!

سایت نفتا نیوز که مربوط استان کهگیلویه و بویراحمد است خبرجریمه 80 میلیارد تومانی را زده و طوری وانمود کرده که این جریمه (اگر خبر درست باشد) باید سهم گچساران بشود. انگار نه انگار تمام تاسیسات نفتی گچساران در حوزه شهرستان گناوه قرار دارد. خبر را بخوانید همه چیز دستگیرتان می شود:

حکم پرداخت ۸۰ میلیارد تومان، رأی قطعی امور مالیاتی شهرستان گناوه، برعلیه شرکت نفت گچساران صادر شده است و این شرکت محکوم به پرداخت این مبلغ به امورمالیاتی گناوه میباشد.


بنا به این گزارش، در تاریخ ۱۸ شهریور ۹۲  طی حکم هایی به شمارهای ، ۳۳۷۵۹ /۸۸۱۲ به مبلغ ۲۰ میلیارد تومان و ۸۸۱۲۳۳۷۶۰ به مبلغ ۵ /۲۷ میلیارد تومان و ۳۳۷۶۲ / ۸۸۱۲ به مبلغ ۶۰۰ / ۳۴میلیارد تومان که جمعا حدود ۸۰ میلیارد تومان میشود ، این مبلغ هنگفت را شرکت نفت گچساران باید به عنوان سهم آلایندگی به امور مالیاتی گناوه پرداخت کند.

این حکم ها در تاریخ ۱ مهر۹۲  به شرکت نفت گچساران تحویل شده است.

اگر این رقم قابل تو.وجه (۸۰ میلیارد تومان) به عنوان ۱ % سهم آلایندگی باشد، این سوال پیش می آید که چرا مردم شهرستان گچساران از این سهم آلایندگی بی بهره هستند و  تا کنون به شهرستان گچساران تعلق نگرفته است.

اگربه گرفتن سهم آلایندگی باشد ، شهرستان گچساران که خودبام نفتی محسوب میشود باید از این آلایندگی سهم بیشتری ببرد تا حداقل از این طریق مبالغی را جهت صرف زیر ساخت های این شهر نفتی شودو به قول مدیر عامل نفت گچساران خیابانهای این شهر از بافت عشایری در آمده وتبدیل به بافت شهری شوند.

تردد خودروهای شخصی در جاده ی گناوه -گچساران ممنوع شد!!!

یکی از همشهریان گناوه ای، طی تماس با اتحاد جنوب از مسدود شدن محور مواصلاتی گناوه ـ گچساران خبر داد و در این خصوص خواستار پیگیری این موضوع شد.

شرکت نفت طی یک اقدام بی سابقه، با نصب تابلو در محور گچساران ـ گناوه، تردد خودروهای غیر شرکت نفتی را ممنوع اعلام کرده است.

گفتنی ست این جاده بیش از 38 سال پیش توسط شرکت نفت ساخته شده است و با وجود محور باریک و پر پیچ و خم خود، از زمان ساخت تاکنون، مورد ترمیم قرار نگرفته است و نصب علایم و تابلوهای آن نیز از سوی اداره راه و شهرسازی صورت می گرفت که از این لحاظ با همه خطرهای خود، باز هم استفاده می شود و بسیاری از مردم به ناچار مجبور به عبور از این محور مواصلاتی بودند که به دلیل منافع شخصی شرکت نفت، این حق نیز از مردم سلب شد.

اتحاد جنوب جهت پیگیری امر با اداره راه و شهرسازی تماسی داشت که مدیر کل راه و شهرسازی استان بوشهر در این خصوص گفت: در حال حاضر دو جاده مواصلاتی از گناوه به گچساران وجود دارد که یکی از این محورها از دیلم عبور کرده و موجب اتصال دو استان به هم می شود و محور دیگر از منطقه بی بی حکیمه گذشته که جاده ای پرپیچ و خم و خطرناک نیز می باشد.

صفایی ادامه داد: این جاده سال ها پیش بصورت اختصاصی از طریق شرکت نفت احداث شد تا از این طریق، تردد خودروهای شرکت نفت بین دو استان به سهولت انجام گیرد که در تمامی این سالها، عموم مردم نیز از این محور استفاده می کردند.

 

وی افزود: متاسفانه در طول 38 سال عمر این محور، ترمیم و بازسازی خاصی از سوی شرکت نفت در خصوص جاده مذکور صورت نگرفت و علاوه بر پیچ و خم جاده،  فرسودگی این محور دلیل مضاعف برای تصادفات مکرر در این منطقه شده بود.

مدیر کل راه و شهرسازی استان بوشهر اضافه کرد: اختیار محور مذکور با شرکت نفت بود اما با این وجود نصب تابلوها و ترمیم جزیی از جاده در سال های اخیر توسط اداره راه و شهرسازی صورت می گرفت.

وی بیان داشت: با توجه به فرسودگی جاده، ترمیم و بازسازی آن امری بسیار مهم تلقی می شود که اداره راه و شهرسازی در این خصوص مکاتبات و پیگیری هایی را با شرکت نفت داشت و خواستار ترمیم محور مذکور شد.

صفایی ادامه داد: اداره راه و شهرسازی به شرکت نفت پیشنهاد داد که این جاده را ترمیم کند یا اعتبار لازم را به این اداره کل بدهد تا اداره راه و شهرسازی به عنوان متولی امر، جاده مذکور را ترمیم کند و یا اینکه مسؤولیت این محور را به اداره راه و شهرسازی واگذار کند تا با اعتبارات لازم محور مذکور ترمیم گردد.

این مقام مسؤول افزود: متاسفانه با همه این پیگیری ها و پیشنهادات، شرکت در اقدامی عجیب این جاده را منحصر به خود دانسته و به جای ترمیم این جاده، آن را در اختیار تام خود قرار داده است.

حال جای این سوال است که آیا پرداخت مبالغی اندک در خصوص ترمیم این جاده مهمتر از جان مردم می باشد که به جای ترمیم این محور، آن را در اختیار تام شرکت نفت قرار می دهند؟ مگر فرسودگی این محور تهدیدی برای رانندگان شرکت نفت نمی باشد که آن را ترمیم نمی کنند؟

مطالب خبری برگرفته از وبلاگ گناوه پورت می باشد



تاريخ : یکشنبه چهاردهم مهر 1392 | 12:41 | نویسنده : مجتبی خر م ابادی |

کلمات قصار از مرحوم حاج اسماعیل دولابی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

ما خودمان گم شده ايم

 

ما مثل بچه اي هستيم كه پدرش دست او را گرفته است تا  به جايي ببرد و در طول مسير از بازاري عبور مي كنند.

بچه شيفته ويترين مغازه ها مي شود و دست پدر را رها مي كند و در بازار گم مي شود. وقتي هم متوجه مي شود كه ديگر پدر را نمي بيند، گمان مي كند پدرش گم شده است؛ در حالي كه در واقع خودش گم شده است. انبياء و اولياء، پدران خلقند و دست خلائق را مي گيرند تا آنها را به سلامت از بازار دنيا عبور دهند. غالب خلائق، شيفته متاع هاي دنيا شده اند. امام زمان(عج الله تعالي فرجه الشريف) هم گم و غائب نشده است؛ ما گم و محجوب گشته ايم.



تاريخ : شنبه سی ام شهریور 1392 | 11:24 | نویسنده : مجتبی خر م ابادی |

شهروند به تفسیر اغلب جامعه شناسان به کسی گفته میشود که در امور

عمومی شهر ومکان خویش دخالت ومشارکت داشته باشد.وبه موازات ان

به کسی که در اقلیمی تولد ودر ان زندگی می کند واز حق اموزش تغذیه

بهداشت واشتغال بر خوردار باشد.در یک نتیجه گیری ازتفاسیرجامعه شناسی

مفهوم شهروندمتضاد واژه رعیت است.شهروند با مشارکت  در

امور شهروزیستگاه خویش وتلاش برای ابادانی وحفظ هویت فرهنگی

به  تسریع توسعه شهر نیز کمک میکند.از دیدگاه اقتصاددانان بزرگترین

ریل قطار توسعه شهروندان هستند .امروزه احزاب نهادهای مردمی در قالب

NGOها وموسسات وانجمن های محلی وشورایاری ها وشهرداران محله

جلوه های مشارکت شهروندان می باشند.شهرداری نیز به عنوان نهادی

غیر انتفاعی ومردمی تکیه گاه خود را در مشارکت اجتماعی شهروندان

می بیند.شهرداری اغلب  به عنوان  نهادی که بیشتر با کارهای خدماتی

شناخته می شودبودجه خود را ازراه کسب عوارض از شهروندان تامین میکند.

شهروندان با پرداخت عوارض خود به شهرداری از این نهاد توقع خدمات

-رسانی دارند اما ایا وظیفه شهروندان به همین مقوله ختم می شود؟

مشارکت شهروندان غیر از پرداخت به موقع عوارض در نگهداری از

در ختان وهمچنین کاهش انباشت زباله وضایعات ساختمانی ونظافت

معابر ومحیط نمود پیدا می کند. شهرداری بندر گناوه بالغ بر 700سطل زباله

جهت پاکیزگی ونظافت شهر خریداری می کند ودر کمتر ازیک سال ونیم

از ان همه سطل فقط درحدود 103سطل زباله باقی می ماندچرا که

اغلب انها یا توسط سارقان به سرقت رفته یا توسط برخی سوزانده

یا به دلیل کم اطلاعی برخی افراد با پر شدن از نخاه ساختمانی شکسته

شده اند .احساس  مسولیت افراد در قبال نگهداری از همین اموال از

وظایف شهروندی است.شهرداری بارها با صرف هزینه های بسیار

به پاکسازی محلات وهمچنین کانال های دفع اب های سطحی  همت گمارده است

اما متاسفانه در کمتر از دو هفته بعد محله ها به همان حالت قبلی

بر می گردند.ریختن نخاله ومصالح اضافی ساختمانی درب منازل ویا

پر کردن کانال از کارتن وپوست میوه وشن وماسه شاید برای افرادی

ساده باشد اما برای شهرداری که بیشترین بودجه ان از عوارض همان

مردم تامین می شود هزینه گزافی در بر دارد.شاید با احساس مسولیت

مردم در قبال حفظ شهر وعمل به وظایف شهروندی وکاهش هزینه های

تحمیلی بر شهرداری بتوان شهرداری را از حالت صرفا خدماتی خارج وبه

کارگاه عمرانی ومرکزی فرهنگی تبدیل کرد.بهر شکل انچه امروز مشاهده

می شود نیاز شهر به شهروند سازی است.شهروند سازی پروژه ای است

که در ان اموزش و مهارتهای لازم به افراد در زمینه شناخت به وظایف

شهروندی داده می شود.رشد اگاهی افراد نسبت به وظایف در قبال

محیط وپیرامون زیست خود می تواند از بار اضافی مالی نهاد هایی

همچون شهرداری بکاهد.در شهرداری گناوه بالغ بر0 10نفر به عنوان

شهردارمحله نام نویسی ودر محلات فعال بودند وبرخی هنوز هستند

شهرداری  می تواند با اموزش لازم به شهرداران محله وتنفیض اموزش ساکنین محله به انها به پروژه شهروند سازی سرعت ببخشد.در گناوه

بالغ بر 50مدرسه وجود دارد .با اغاز شروع شوراهای مدارس از ابان

ماه شهرداری می تواند با محوریت دانش اموزان و اموزش انها وهمچنین

شهرداران مدارس به تربیت نسل اینده شهروندان بپردازد.بهر شکل

تا زمانی که شهروند سازی را گسترش نداده وسطح احساس مسولیت

شهروندان را بالا نبرده ایم نمی توان به شهری زیبا وتوسعه یافته امید

داشت .شهروند سازی به موازات شهرسازی رشد نداشته است و

متاسفانه هنوز با استانداردهای شهری شدن فاصله داریم .

 بزرگترین پروژه ای که شهرداری باید روی ان سرمایه گذاری کند شهروند

سازی است که هر پروژه ای در شهرداری بخصوص هزینه ای اضافی

است



تاريخ : شنبه بیست و سوم شهریور 1392 | 12:1 | نویسنده : مجتبی خر م ابادی |



تاريخ : سه شنبه یکم مرداد 1392 | 20:11 | نویسنده : مجتبی خر م ابادی |


گول دنیا را مخور......!!

ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند

بره های این حوالی گرگ ها را میدرند

سایه از سایه هراسان در میان کوچه ها

زنده ها هم آبروی مردگان را میبرند.....



تاريخ : یکشنبه سی ام تیر 1392 | 20:6 | نویسنده : مجتبی خر م ابادی |


جامعه > خانواده - مشروح میزگرد خبرآنلاین درباره علل خیانت در خانواده

امید کریمی، زهرا تالانی: وقتی دو نفر پیمان وفاداری می بندند و قسم می خورند که روحشان یکی شود اما در میانه راه یکی پیمان فراموش می کند و با پشت پا زدن به همه قول و قرارها راهش را از همسرش جدا می کند، طوفان عاطفی شروع می شود که نتیجه اش معمولا جز فروپاشی بنیان زندگی نیست. خیانت و بی وفایی، زن و مرد نمی شناسد و مشکلات خانوادگی را پیش می آورد. بسیاری از طلاقها و قتلهای خانوادگی به خاطر همین موضوع است.

برای بررسی علل خیانت در خانواده ها میزگردی را حضور فروغ نیلچی زاده کارشناسی ارشد فلسفه و حکمت اسلامی و دکتر امیدعلی احمدی، جامعه شناس خانواده و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی برگزار کردیم که می خوانید:


بررسیها نشان می دهد که متاسفانه یکی از دلایل طلاق در جامعه ما خیانت زن و شوهر است.به نظر شما چرا خیانت در جامعه ما افزایش یافته است؟

احمدی: من موافق نیستم که خیانت مهمترین عامل طلاق است، اما در سالهای اخیر خیانت میان زن و شوهر افزایش یافته است. اما همه پدیده های اجتماعی محصول کلیت نظام اجتماعی است و نمی توان فرد یا گروه خاصی را مقصر دانست.به نظر من نظام اجتماعی ما مستعد تولید خیانت است.البته می توانیم واژه خیانت که رنگ و بوی حقوقی دارد و مقابل وفاداری خانواده است را روابط نامشروع متاهلی بنامیم تا بار قضیه را کمتر می کنیم. متاسفانه خیانت یک واقعیت در دنیای جدید است. اما عواملی که منجر به خیانت می شود را می توان به دو دسته تقسیم کرد، یک دسته تحولات کلان و یک دسته عوامل میانه هستند. در حوزه کلان ما شاهد پیدایش مدرنیسم، تجدد خواهی و دگرگونی در مناسبات اجتماعی هستیم. در این تجدد گرایی تقدس زدایی از امور یک امر مهم و ضروری است، مثلا خانواده و ازدواج که مهم هستند با گسترش تجددگرایی تقدس‌زدایی می شوند. یا در مدرنیسم بعد فردگرایی که فرد بر جامعه مهم است. در این جامعه ازدواج به مصلحت خانواده و جامعه نیست، بیشتر مصلحت خود فرد مهم است. عقل حسابگرا حساب سود و زیان می کند و برای ازدواج تصمیم می گیرد. موضوع سکولاریسم هم که امروز در جامعه ما بسیار رشد کرده همین توجه به امور دنیوی است. نکته دیگر این است که در طول سالیان گذشته در سیاست گذاری فرهنگی بر روی نفی مسائل جنسی تاکید کردیم که عملا باعت توجه بیش از حد به آن شده است.به نظر من در سیاستگذاری فرهنگی ما بچه گانه عمل کردیم و با کم توجهی به این موضوع، جامعه ما به شکلی جنسی شده است و گفتمان روابط جنسی در مناسبات اجتماعی دیده می شود و آلوده این نگاه هستیم .

 

نیلچی زاده: خیانت معضلات و مشکلاتی بی شماری در بنیان خانواده وجامعه ایجاد می کند ، بحران عاطفی خانواده ، گسترش طلاق های عاطفی، گسترش طلاق های حقوقی، فروپاشی بنیان خانواده، فرار فرزندان، رواج نابسامانی ها و ناهنجاری های جنسی، بی ثباتی هویتی و دوگانگی شخصیتی تنها بخشی از مشکلاتی است که خیانت در خانواده ایجاد می کند. اما من فکر می کنم کلمه خیانت زناشویی با روابط نامشروع متاهلی متفاوت است. در روابط زناشویی، هرنوع تنوع طلبی جنسی اعم از مشروع یا نامشروع گفته می شود، به همین دلیل ازدواج موقت یا مجدد هم در فرهنگ ما خیانت زناشویی نامیده می شود. در صورتیکه ما یک روابط نامشروع داریم و یک روابطی که در کانون مقدس خانواده معنا دارد. اما وقتی خیانت زناشویی تبدیل به یک فرهنگ عمومی در رسانه ها می شود تمایل به این موضع است که هر نوع روابط ثانویه خیانت باشد. در کشورهای دینی بحث بر روابط نامشروع نیست و موضوع ازدواج موقت یا مجدد است. درفرهنگ رسانه ای کشورو انواع سریالها هم تلقی این است ،درحالیکه روابط مشروع با پنهان کاری و خیانت متفاوت است.این اولین اشتباه بزرگ است که نیازمند اصلاح است چون روابط مشروع و نامشروع حد و مرزی دارند. وقتی ما می پذیریم که ازدواج مجدد مانند خیانت است و جامعه را دچار آسیب می کند همین سبب جنسی شدن جامعه که آقای دکتر گفتند می شود. اگر به فرهنگ عمومی جامعه نگاه کنید ازدواج مجدد یا موقت یک فرهنگ پذیرفته شده نیست. ما از یک طرف در دینمان این نوع ازدواج را داریم و پذیرفته شده است، از سوی دیگر جامعه آن را خیانت می داند. این پارادوکس زمینه آسیبها را بیشتر می کند .پس ما نیاز به اصلاح فرهنگ عمومی جامعه داریم. قبول دارم که از این ازدواج سواستفاده هم شده است،اما سخن نگفتن از این ازدواج شرایط سو استفاده را بیشتر می کند.

 

چرا این اتفاق می افتد؟

نیلچی زاده: وقتی یک موضوعی در فرهنگ دینی پذیرفته شده اما در جامعه منع و تابو می شود یک تعدادی از افراد جامعه به آن سمت می روند،در این شرایط درست وغلط آمیخته می شود،مثلا در سایتهای همسریانی الان قسمت تعدد زوجات، همسر موقت و ازدواج در کنار هم آمدند. این نشان دهنده این است که آب و فاصلاب ترکیب شده و قابل جدا شدن نیست واین خیلی بد است .دقیقا مشکلات از همین جا شروع می شود.بحث فمنیسم و حقوق زنان هم که یکی از مطالبات جدی در دو دهه اخیر شده ، به جای اینکه حقوق زنان را به مردان و برعکس آموزش دهد، به خودشان می آموزد، این نگاه فردگرایی را رشد می دهد و این تاثیر برعکس دارد. در اینجا برای یک زن مهم نیست که همسرش از نظر قانونی و شرعی همسر داشته باشد یا غیر قاونی و در کل مخالف این موضوع است. حتی اگر با فردی بدون حقوق شرعی باشد برای همسر از نظر اجتماعی و اقتصادی پذیرفته شده تر است چون او می تواند از خودش دفاع کند. در ازدواج مجدد یا موقت انگشت اتهام به سمت زن است که خلا در روابط آنها وجود دارد اما اگر مردی به دنبال دوست‌دختر باشد مرد هوس‌بازی است. برای همین یک دفاع کاذب زنانه درباره این موضوع وجود دارد و وقتی حقوق مساوی مطرح می شود زنان هم خیانت را حق خود می دانند. دراین صورت خیانت زنانه جدی تر است. از سوی دیگر گاهی تمایل جنسی به حدی زیاد می شود که تبدیل به یک ولع جنسی است و این یک بیماری است و سبب خیانت می شود. این افراد مانند کسی که طلب آب دارد آنقدر آب می خورند تا می میرند. کسی که ولع جنسی دارد تا این حد پیش می رود که به تنوع طلبی جنسی می رسد و این به روابط نامشروع دامن می زند.
اما آقای دکتر گفتند که جامعه روابط جنسی را نفی کرده که من مخالف این موضوع هستم چون ما موضوع اخلاق جنسی و آداب جنسی را داریم و حتی در کتابهای کهن دینی هم آورده شده است. متاسفانه ما عدم تربیت جنسی در کشور داریم یعنی مدیریت غریزه جنسی برای زن و مرد نداریم. در دو دهه اخیر یکی از نیازهای کاذب در جامعه تحصیل به جای ازدواج است. اول نیاز به شغل و تحصیل و بعد از چند مرحله در مراحل هفتم ازدواج است. درحالیکه ازدواج یک رابطه سالم است. در این شرایط ما دچار آسیبهای جنسی نادرست می شویم.به نظر می رسد ترویج عشق به جای هوس را می توان عام ترین دلیل اجتماعی خیانت خانوادگی دانست. جایگزینی هوس به جای عشق موردی است که آنرا از طرق مختلف از قبیل رسانه های دیداری، شنیداری و مکتوب ترویج می دهند. به این مفهوم که کالای تقلبی هوس را به جای عشق عرضه می کنند و افراد مجرد و متاهل گمان می کنند که باید عشق را به هر قیمتی که شده در زندگیشان پیدا کند و بابت آن از همه سرمایه های هویتی زندگیشان بگذرند.

 

خیانت


کاربران ما به موضع اقتصاد بسیار تاکید داشتند. آنها می گویند وقتی به خاطر مسائل مالی مرد مجبور است که ساعتها کار کند، در خانه نمی تواند توجه کافی به همسرش داشته باشد و همین موجب آزردگی و خیانت زن می شود. این شرایط بعضا برای مردان هم اتفاق می افتد. از سوی دیگر مرد هم اوقات فراغتش را در جای دیگری پر می کند. به نظر شما مسائل اقتصادی چقدر نقش تعیین کننده ای در این موضوع دارند؟

احمدی: احساس می کنم جامعه ما به خاطر نهادینه نبودن امور اقتصادی و امور فراغت دچار مشکل شده است. ممکن است به گفته شما مردی زیاد کار کند، از کارش هم راضی نباشد برای همین امور فراغت خوبی هم ندارد. اگر کشورهای دیگر را نگاه کنید حتی کشورهای عقب مانده، فعالیت اقتصادی شدیدتر از کشور ماست، اما اقتصاد ما رانتی و وابسته به نفت است، برای همین تربیت اقتصادی کار کردن نداریم. نه درست کار می کنیم و نه درست تفریح و یک نوع آشفتگی میان این دو حوزه وجود دارد. اگر هم شرایط اقتصادی در یک خانواده زیاد نباشد، احساس سرخوردگی اقتصادی و اجتماعی پیدا می کند. بنابراین فرد دست به خیانت می زند تا به لذت برسد. عوامل میانه هم که به آن در سوال اول اشاره کردم در ساختار خانواده موثر هستند. زیاده خواهی جنسی که به آن شاره شد،باید در درون خانواده جواب بگیرد اما در آن ظرفی که برای خانواده سنتی تعریف کردیم، خانواده کشش پاسخگویی به تنوع خواهی جنسی را ندارد.در خانواده غربی هم همینطور است.بنابراین خانواده با یک بار شدیدی مواجه است که اگر نهادهای اجتماعی دیگر تحمیل کردند و شرایط فراغت و اقتصاد به فرد جواب درست می داد اینگونه نمی شد.

 

نیلچی زاده: اما به نظر من مسائل اقتصادی در این موضوع تاثیری ندارد. متاسفانه گروهی هستند که زیاده خواه هستند و خیلی پول زیاد می خواهند، اگر تمام ساعت روز کار کنند رضایت از زندگی ندارند،بنابراین این گروه کاملا جدا هستند. متاسفانه مفهوم خوشبختی هم تغییر کرده است و اکنون تعریف واضحی ندارند. مسائل اقتصادی در گروهی که پول اهمیت می دهند تاثیرگذار است و می تواند عامل تعیین کننده برای خیانت باشد اما گروه جوان ما به سراغ تحصیلات می روند و به جاه طلبی علمی توجه دارند نه پول. توجه داشته باشید که افرادی متاهل دانشجویی هستند که ممکن است به خاطر خستگی علمی این مشکل را داشته باشد و نتوانند به مسائل جنسی پاسخ دهند پس خیلی به اقتصاد باز نمی گردد. بنابراین اقتصاد نشانه است نه علت. شما به ماشین و لوازم خوب اشاره می کنید اما ما یکسری نیازهای واجب داریم و یکسری نیازهای ثانویه. نباید به دنبال ظواهر خوشبختی رفت. در فرهنگ اروپایی استفاده کردن از دوچرخه برای کسی بد نیست اما در کشور ما چرا. مفهوم بدبختی و خوشبختی ما را به زیاده خواهی اقتصادی می رساند. اگر یک رابطه مستقیم میان اقتصاد و خیانت باشد پس خیانت زناشویی در کسانی که موقعیت اقتصادی برتر دارند به نظر شما کم است یا زیاد؟

 

ما در مورد قشر متوسط صحبت می کنیم که خیانت به خاطر مسائل اقتصادی در میانشان زیاد است اما یک فرد پولدار ممکن است تربیت جنسی نشده باشد.

نیلچی زاده: قشر متوسط بودن مهم است یا اقتصاد. اگر اقتصاد موثر باشد قشر بالا و پایین ندارد مانند نور خورشید. مسائل اقتصادی مولتی فکتوریال است یعنی مسائل اقتصادی می تواند در بعضی از گروهها موجب خیانت شود. من اقتصاد را شعبه ای از فرهنگ می دانم نه در مقابل آن، اقتصاد بخشی از آن است و این تضاد واقعی نیست.

 

البته اقتصاد و فرهنگی به موازات هم حرکت می کنند. آقای دکتر نظر شما دراین باره چیست؟

احمدی: مصرف گرایی این دو واژه را به هم نزدیک می کند. جامعه ما به شدت مصرفی است و در رسانه ملی هم بر این موضع تاکید می شود. در زندگی روزمره هم به دنبال منابع اقتصادی هستیم و عمده استراتژی زندگی متاسفانه اقتصادی است. سعدی می گوید: "مال از بهر آسایش عمر ست نه عمر از بهر گرد کردن مال"، اما باید این موضوع را امروزی کرد. الان مصرف گرایی ترویج شده و قسمتی از زندگی که گرایش به معنویت و تعالی خویشتن است از بین رفته است. بنابراین مردم مهمترین ناکامی را اقتصادی می دانند و حدی برای آن مشخص نیست. فاصله زندگی ها زیاد است و همین باعث سرخوردگی و ناکامی می شود. به قول روان شناسان در شرایط ناکامی فرد به دنبال جایگزینی است و به خیانت و زیاده خواهی جنسی می رود. بنابراین اقتصاد اینگونه در خیانت مطرح است. البته توانایی فرد در کنترل خویشتن هم موثر است که به سبک و تربیت او باز می گردد. البته ممکن است فرد تجربه ای در کودکی داشته باشد که در خیانت موثر باشد و از هنجارها و عرف گذر کند. در کل به نظر من خیانت در همه طبقات اقتصادی وجود دارد و امکان بازگشت به زندگی سنتی وجود ندارد چون تعریف از جنسیت دگرگون شده است.

 

 

به موضوع خانواده و تربیت جنسی اشاره شد. به نظر شما چقدر خانواده و نهادهای آموزشی ما به تربیت جنسی افراد کمک می کنند؟

 

احمدی: نهادهای تربیتی ما آموزش، خانواده و همسالان هستند اما در تربیت جنسی که ما انتظار داریم چیزی به بچه ها نمی آموزند وحتی تربیت نادرست هم می کنند.در ادبیات و افسانه های قدیمی ما تربیت جنسی به طور غیر علنی مشخص بود و جوان با تاخیر افتادن تربیت جنسی آشنا می شد.در واقع یک امیداورای داشت که در آینده به صورت مناسب این نیاز را تامین می کند اما در جامعه ما امکان پاسخگویی به نیازهای جنسی وجود ندارد. کودک 12 ساله با با توجه به بلوغ زودرس با نیازهای جنسی مواجه می شود اما در مدرسه، گروه همسالان و خانواده پاسخ و آموزش داده نمی شود. کنترل گروه های دیگر که در نظام سنی گذشته مانند مناسبات دوستی، خویشاوندی و همسایگی هم که روابط افراد را کنترل می کرد، با شهری شدن از بین رفته اند. در خانواده جدید کم کم افراد اینگونه تربیت می شوند که یک رابطه قبل از ازدواج وجود داشته باشند. در این شرایط عملا فضا برای خیانت بیشتر است .الان فرد تصور می کند اگر نیاز جنسی او تامین نشد می تواند از راه دیگر اقدام کند و یک شریک عاطفی دیگری پیدا کند. در جامعه سنتی، فرد به راحتی به درآمد بالای اقتصادی نمی رسد اما در جامعه امروز جوان هایی هستند که یکباره درآمد بالایی دارند و چون تربیت نشدند برای شرایط جدید آماده نیستند. بنابراین امکان خیانت وجود دارد که از عوامل فردی است.


چگونه می توان این فرهنگ را اصلاح کرد تا نسل آینده مشکلی در این زمینه نداشته باشد؟

نیلچی زاده: اینجا دو موضوع داریم. دین و روان شناسی چون دو معنای متفاوت دارد.من قائل نیستم برای رسیدن به طهارت در خانواده نیاز به بازگشت داریم چون مثبت نیست اما باید به اصالتها بازگشت. دین اسلام دین خاتمیت است و بخش اصلی دین ما همین موضوع است. ما باید نیازهای خودمان را از دین بخواهیم تا دین عرضه کند چون پاسخگو است. در دنیای مدرن آموزش متناسب با دین یک نیاز جدی است، در دستور علوی داریم که فرزندان خودتان را متناسب با همان زمان تربیت کنید. ما تکنولوژی هایی داریم که باید با دین تطبیق دهیم و باید اخلاق را در دنیای مجازی آموزش دهیم. باید فرد را تربیت کنیم تا در تمام زمینه ها خلاق باشد ودر فضای عمومی هم به همین صورت است. فرزندسالاری و ابزاری که متضاد هم هستند در جامعه ما وجود دارند. اگر می خواهیم به سمت موقعیت برتر برویم باید مشکلات را حل کنیم. البته نظارت اجتماعی هم مهم است که ما در فرهنگ دینی نظارت پنهان از سوی خدا را هم داریم که فرد را می تواند مدیریت کند. به نظر من نیازی جدی به بازگشت معنویت داریم. در کشورما سالهاست که مراسم اعتکاف داریم و تعداد جوانان هر سال بیشتر می شود، چون بازگشت به خویشتن حس می شود و افراد به عنوان پناه‌گاه خدا را می بینند. فرهنگ رسانه ای هم باید اصلاح شود و سلامت جامعه را دوباره مطرح کنند. نسل آینده وقتی بهتر خواهد بود که پدر و مادر خوبی داشته باشند پس اول باید ریشه را اصلاح کرد.

 

احمدی: در دنیای امروز فرد با تجریباتی آشنا می شود که قبلا شناختی نسبت به آنها نداشته و برای او جدید هستند. نوجوانی که تا دبیرستان با هیچ جنس مخالف مواجه نبود، در دانشگاه یا در فضای کاری با جنس مخالف آشنا می شود. به نظر من شرایط اجتماعی ایجاد کننده یک سری شرایط هستند و جامعه باید بپذیرد که می خواهد این تجربه شکل بگیرد یا نه، یا اینکه شناخت از جنس دیگر را چگونه باید به وجود آورد. باید یک تغییری در این فضای اجتماعی به صورت نظام‌مند به وجود آید و گریزی از این آموزش نیست. من تصور می کنم تاکید بر تفکیک جنسیتی یکی از عوامل گسترش روابط جنسی نامشروع است و فرد نمی تواند خودش را کنترل کند چون آموزش تذهیب نفس ندیده است. پس باید پرورش اجتماعی در فرد شکل گیرد و فقط با آموزش اخلاقی امکانپذیر نیست.


خانم نیلچی زاده، به نظر شما هم تفیکیک جنسیتی می تواند تاثیر گذار باشد؟ 

نیلچی زاده: من مخالفم. این مشکلات در دانشگاه تک جنسیتی یا تفکیک شده نیست. اگر اختلاط بین دو جنس تربیت نشده باشد این مشکلات به وجود می آید. گاهی ممکن است در یک اردوی دانشگاهی مشکلاتی پیش آید چون تربیت جنسی انجام نشده و اختلاط بی مورد انجام شده است .تفکیک به طور مطلق نه امکان دارد و نه در کشور ما و جود دارد. البته از نظر علمی پذیرفته شده که در فضاهای تفکیکی برای افراد فرصتهای بیشتری به وجود می آید. به نظر من پرهیز کردن از اختلاط بی مورد درست است گاهی ضرورتی ندارد در محیط کار یا درسی اختلاط باشد.

خیانت


به نظر شما ارتباط قبل از ازدواج می تواند در روابط بعد از ازدواج تاثیر بگذارد و فرد در صورت مشکل روابطش را با قبل مقایسه کند و دست به خیانت بزند؟

احمدی: به نظر من گریزی از ارتباط قبل از ازدواج نیست. اما همیشه امکان ازدواج در رابطه دوستی وجود ندارد. اینکه فرد تصور می کند می تواند با کسی ازدواج کند که با کسی دوست نبوده امکان پذیر نیست. باید نگاه به این موضوع تغییر کند. نباید در سیاستهای اجتماعی و فرهنگی همیشه دولت نقش داشته باشد مانند پدر و مادر که گمان می کند همه راهها را بلد است. ما پذیرفتیم که در طول این سالها دخالت دولت در همه امور موفقیت آمیز نبوده و دولت نمی تواند در تمام زمینه ها دخالت کند. باید رشد اخلاقی را در جامعه گسترش دهیم که با پروش عقل و خردگرایی همراه است تا افراد تصمیم درست بگیرند. مردم باید پرورش پیدا کنند و قدرت تصمیم گیری درست داشته باشند تا اخلاقی ترین راه را انتخاب کنند، یعنی به عقل و خردورزی انسان اعتماد داشته باشیم. مدیریت ساختارمند هم مهم است. باید شرایط را برای ازدواج فراهم کنیم و نیازهای اقتصادی را فراهم کنیم در این صورت نهادها ساختارمند هستند و فرد عاقل است و دیگر نباید نگران بود.اگر الان مهمترین هنجار ایران که وفاداری در خانواده بود خدشه دار شده باید مراقب بود که سایر بخشها دچار خدشه نشوند.

 

نیلچی زاده: من هم بر روی تربیت دینی تاکید دارم. اما باید نهادهای درستی داشته باشیم. ما الان بحث سایتهای همسریابی را داریم اما هنوز از وزارت کشور مجوز ندارند و تکلیف آنها مشخص نیست، پس باید نهادها ساختارمند باشند. ما دچار غفلت عمومی اجتماعی هستیم که در مورد اوقات فراغت و شغل وجود دارد.

 

به نظر شما ارتباط و دوستی در سایتهای مجازی هم خیانت محسوب می شود؟

نیلچی زاده: ما در بحث اخلاق جنسی تله سکس و تصویر جنسی داریم اما بعضی، روابط نامشروع را فیزیکی می دانند. به هرحال از اولین نقطه ای که فرد قصد ایجاد جذابیت جنسی را فراهم می کند روابط نامشروع را شروع کرده است. امروز افراد نوع محرکهای جنسی که از نظر گوش و چشم دریافت می کنند صدها برابر شده و برای همین امکان خیانت جنسی در این سایتها هم وجود دارد.

احمدی:وقتی فردی عمدا سعی می کند فردی را جایگزین همسر خود کند حالا با یک گفت گوی ساده یا از طریق تصاویر، در فضای مجازی آغاز خیانت است و می تواند تداوم پیدا کند.


حالا به نظر شما چاره خیانت طلاق است یا اینکه می توان به دنبال راه حل دیگری هم بود؟

احمدی: اولین راه حقوقی طلاق است. اما قظعا اگر با نگاه سهل تری نگاه شود و فرد بداند که در این اتفاق موثر بوده ممکن است نگاه طرد کنار برود. اگر قابل رفع کردن باشد به نظر می رسد امکان بازگشت و شروع مجدد وجود دارد اما اگر صادقانه متوجه شدند این امکان وجود ندارد طلاق بهتر است.

 

نیلچی زاده: طلاق اولین گزینه و آخرین راه حل است. قطعا باید علت را پیدا کرد و نقش خودمان را پیدا کنیم. گاهی خانواده و دوستان تشویق به طلاق می کنند اما راهکار غلطی است و باید رابطه را اصلاح کرد. خیانت زناشویی یک جرم غیرقابل بازگشت نیست. در دین ما هم توبه سفارش شده است پس همیشه امکان بازگشت وجود دارد. باید عوامل خیانت را بشناسیم و اصلاح کنیم. گاهی لازم است که چند بار این کار انجام شود اما اگر مصر به رفتار اشتباه بود، طلاق بگیرید.



تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392 | 11:36 | نویسنده : مجتبی خر م ابادی |
  • بازی آنلاین
  • معلم آی تی